تبليغاتX
غمزده عشق - ادامه داستان ...
عشق من یادم کن گاهی...که به دل دارم آهی
سلام بازم اومدم ممنون از همتون که به من سر می زنین ...

چند روز پیش شروع به نوشتن غصه ی عشق ناتانائیل کردم و امروز با اومدم تا ادامه بدم ....

یه روز غروب بود ۲۹ بهمن ماه.... ننه سرما لباس سپیدی به تن زمین کرده بود و ابرا گلوله گلوله می باریدن ناتانائیل مثل همیشه گوشه ی اتاقش چمپره زده بود و غمبرک گرفته بود اما این بار به غمای خودش فکر نمی کرد داشت به اون عابر فکر می کرد یه لحظه به عقب برگشت .... چی شد که اون اومد چرا وارد دلش شد ناتانائیل که آزاد از هر وابستگی بود ... اون که دروازه های دلش قفل و زنجیر شده بود اون که همیشه می گفت هیچ کسی و تو دنیا دوست نداره و نمی زاره کسی وارد قلبش بشه ... پس اون کی بود چه جوری وارد شد ... چه جوری اونجا رو خونه خودش کرد ... ؟ چرا ... چرا ...  بازم از تو خونه صدای دعوا بلند شده بود در اتاقش و باز کرد نگاهی به بیرون انداخت بازم دعوا .... اومد تو در و کوبید بهم و ساکت نشست دفترش و باز کرد و شروع به نوشتن کرد : 

رو به رویم جاده ایست خزان دیده

با جنگلی که برگ هایش زرد و خشکیده است

و راه بی انتهاست

با پاهای خسته و ناتوانم وارد جاده می شوم

صدای خرد شدن برگ ها را زیر پاهایم می شنوم

گویی آنها نیز از جاده و مسیر بی انتها و فراز و نشیب های آن شکایت می کنند

غروب چقدر زیباست ...

من می روم تا برسم به خورشید 

من می روم تا غروب را با هر نفسم حس کنم و نظاره گر طلوع باشم

من خودم را به جاده می سپارم و به انتهای آن می اندیشم .....

ورق رو گرفت و مچاله کرد و پرت کرد گوشه اتاق ... در پنجره رو باز کرد و رفت داخل بالکن خیابون خلوت بود و خبری از هیاهو نبود نگاهی به آسمون کرد بغض کرد :

ــــ ای خدا ... ای بهترینم ... صدامو می شنوی  ... ؟ منم ناتانائیل .... خدایای خسته شدم ... خسته  خدایا از این همه دعوا و جنجال ... از این همه تنهایی خسته شدم ... خدایا اون عابر کیه ؟ من خودم از چیزی رنج می برم  ... اون وقت تو یکی مثل خودم و گذاشتی سر راهم که تتنهایی شو بگیرم ... آره ؟ خدایا پس کی تنهایی منو می گیره ... ؟ پس کی مرهم اشکای من می شه ... خدایا چرا ساکتی ... خسته نشدی از این همه سکوت ... خدایا می شنوی ... ؟ با تو ام ؟ اصلا به من می گی واسه چی من و آفریدی ... ؟ خواهشآ همین یه سوال و جواب بده .... بسه خدایا ... بسه سکوت ... پس جواب من تو ندی کی می خواد بده  .... ؟ خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ...  می دونی به چی فکر می کنم ... ؟ آره خوب معلومه که می دونی ... این چه سوال مسخره ای که من می پرسم .... ولی می خوام بگم بازم .... پس گوش کن ... دارم به این فکر می کنم که چرا یه گلی باید پر پر می شد ... ؟ گلی که شاد بود حق زندگی داشت ... همه رو دوست داشت و از زندگی بیزار نبود  ... اون وقت من باید می موندم هاااااااااااان .... ؟ چرا .... خدایا چرا .... چرا من که تنها دلخوشیم اون گل سرخ کوچلو بود ... من که تمام خنده هام با اون بود .... چرا باید از من می گرفتیش ... ؟ چرا ... ؟ این همه غصه دادی ... یه شادی هم دادی چرا ازم گرفتی شادیمو .... ؟

اشکاش بارید ... آسمون نعره ای زد و اونم شروع به باریدن کرد ... دیگه حالا تنها دلخوشی ناتانائیل همین بود که هر وقت بغض می کرد آسمون باهاش می بارید ... هر دو با هم باریدن اشکای آسمون روی صورت ناتانائیل دویدن و اشکاشو تو آغوش خود گرفتند  ... نسیم وزید و بوسه ای بر صورت ناتانائیل زد و نشست کنارش ... سرش و رو شونه های نسیم گذاشت چقدر خنک بود  ... خوب اگه نبود که نسیم نمی شد .... ؟ چشماشو بست و همون جا خوابش برد .....

ناتانائیل با خوش حالی گل سرخ و در آغوش کشید و هزار تا بوسه رو تقدیمش کرد ... هر دو با هم می دویدند و شاد و خوش حال می رقصیدند  .... اما یهو طوفان شد دستاشون ز هم جدا شد ... گل سرخ پر پر شد ... طوفان توی صورت گل سرخ می کوفت و پر پرش می کرد و ناتانائیل هر گلبرگ و در آغوش می کشید و زجه می زد و کمک می خواست ولی هیچ کسی نبود ... هیچ کسی ....

یهو از خواب پرید ... بازم خواب دیده بود ... بلند شد به اتاق اومد پنجره رو بست و آروم گرفت بارون هم دیگه بند اومده بود ... اما صدای دعوا هنوز می اومد ...

ناتانائیل

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 12:21  توسط مهتاب | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
پیوندها
من و دل (منا جونم )
قلب تنها ( پارسا )
صدای سکوت
فقط مهدی سلوکی ( کیانا جووووووووووونم )
برو بچه های سوم ریاضی شهرک
لیند ( عزیزم )
صادق هدایت (امیر )
همه کاره (صادق )
دلتنگی (هیچ کس )
عشق پنهان (تارا و آرش )
لیلا جون
پروانه ات خواهم ماند ( مسعود )
دوست دارم عشق من (اسرین )
بهترین روش پولدار شدن ( مهران )
دل شیشه ای ( حمید و مهدی )
تلنگر ( توحید )
سکوت سرد ( فریبا )
شبهای بی ترانه ( یلدا )
تنها برای دلم نوشتم و خواندم ( سارا )
گلزار عشق ( سارا و شاپور )
my love
روزهای بی کسی
برای همیشه ( مهتاب عزیزم )
هاتف
فقط پرسپولیس ( بهنام )
مگه عاشقی گناهه ( سیاوش )
اسکادران عشق ( نرگس و زینب )
قلب بی قرار ( مریم جون )
بهرام رادان عاشق عصیان ( مهتاب و تهمینه )
یادگار تلخ یک عشق ( یکتا جووووون )
و خداوند عشق را افرید ( احسان )
جرم من عاشقیه ( محمد )
تندیس عشق آتشین ( حسین )
تا شقایق هست زندگی باید کرد ( عظیم )
لیلی و مجنون ( بابک )
همراز افتاب ( سعید )
نیما
عاشق تنهایم (رضا)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM